تبليغاتX
هفت شهر عشق
هفت شهر عشق را عطار گشت / ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم

روز شهریور

بعد از مدتی تقریبا طولانی بازگشتم. تاخیر علت های بسیاری داشت از مشکل سیستم کامپیوتر تا بیماری من. الان نیز مطمئن نیستم این متن در نت درست قرار بگیرد احتمالا فونت و رنگ آن بهم خواهد خورد. هرچند سعی می کنم از آن جلوگیری کنم.

10 روزی الکی الکی مریض شدم از دندان درد ساده سر از به بیمارستان و قرص و آمپول های رنگارنگ درآوردم. واقعا ما انسان ها چقدر ضعیفیم. با یه باد تب می کنیم. چند روزیست که می توانم روزه بگیرم ماه رمضان درحال تمام شدن است و من تازه شروع کردم مثلا امسال قرار بود رمضانی متفاوت با سال های دیگر برای خودم داشته باشم ولی این بیماری فرصت را از من گرفت امیدوارم درین روزهای باقی مانده بتوانم از این ماه استفاده کنم.

حرف های بسیاری برای گفتن دارم از خسارت های طوفان در مازندران گرفته تا اتفاقاتی در اطرافم می گذرد. طوفان که تا به حال 1 کشته و 3 مفقود داشته گویا به موقع اخطار لازم را نداده بودند و کشتی های ماهیگیری به دریا می روند و طوفانی با سرعت 1۰0 کیلومتر در ساعت می آید. تو خود حدیث مفصل بخوان ازین مجمل!!!

سازمان سنجش، مصوبه ی شورای عالی انقلاب فرهنگی، جعل و استفاده از سند مجعول توسط بزرگان مملکت، تکذیب ضمنی مدرک کردان، رئیس دانشگاه زنجان، همه و همه اتفاقاتیست که درین کشور در حال رخ دادن است و ما جز سکوت کاری نمی کنیم یا از کشور فرار می کنیم و از دور دستان را بر آتش می گذاریم و یا می مانیم و سکوت می کنیم و در نهایت سری از روی تاسف تکان می دهیم.

چه گویم که ناگفتنم خوش تر است

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/07/04ساعت 5:4  توسط فاطمه مهرعلی زاده   | 

روز خورشید

شیرگاه؛ شهر آرام و بی سرو صدا مدتی است خطرناک شده. آدم ربایی، قتل و خودکشی مشکوک آنهم ظرف مدت کم. فکر کنم باید با محله ی بروکلین نیویورک قرارداد خواهرخواندگی امضا کنیم!!!

بماند! در این چند یا بهتر بگویم چندین روز سرم حسابی شلوغ بود کار زیاد به همراه بی حوصلگی برای انجام آن می شود: خدا به خیر کند.

خیلی دلم می خواست یاد بگیرم چگونه یک مقاله ترو تمیز حقوقی بنویسم ولی گویا حالا حالاها کار دارم اگر ارشد قبول شوم و لیسانس قبول نشوم و مجبور شوم بروم ارشد آنوقت با ناتوانی در نوشتن مقاله وضعم حسابی درام می شود. چون آنطور که شنیدم در ارشد مقاله نوشتن پای ثابت دروس است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/05/10ساعت 16:44  توسط فاطمه مهرعلی زاده   | 

روز رام  

نمی دانم چرا چند وقتی است دست و دلم به هیچ کاری نمی رود. نه حوصله ی درس خواندن دارم، نه حوصله ی کار خانه، نه حوصله ی هیچ کار دیگری، حتی نوشتن برای وبلاگم. برای همین مدتی است آپ نمی کنم

کنکور را هم که خراب کردم احتمالا دارقوزآباد هم قبول نمی شوم چه رسد به پیام پول!! (لقبی که داداشم به دانشگاه پیام نور داده) ولی امیدوارم لااقل پیام نور قبول شوم تا سال بعد دوباره بخوانم و دانشگاه مورد علاقه ام قبول شوم. با خودم عهد کردم اگر پیام نور قبول شوم حتما تمام تلاشم را بکنم تا دانشگاه مورد نظرم قبول شوم البته این نخواندن و بی حوصلگی دلیلی دارد که خارج از حوزه اختیارات من بود.

بخت آدمی چو برگردد ... از در و دیوار برای آدم می بارد (ترکیب از خودم است!!!)

متاسفانه امیر المپیادی ما قبول نشد و مدت ها دپرس بود ولی گویا یا پارتی بازی ای که علیهش شده کنار آمده امیدوارم روزی شر این بلا از سر همه کم شود حتی از سر کسانی که به نفعشان است چون فی نفسه بد است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1387/04/21ساعت 4:42  توسط فاطمه مهرعلی زاده   | 

روز ؟

پرویز علی پناه - وکیل دادگستری

در تاریخ ۱۷/۱/۱۳۷۹ قانونی تحت عنوان « قانون پیوند اعضای بیماران فوت شده یا بیمارانی که مرگ مغزی آنان مسلم است . » ، تصویب گردید و سپس آئین‌نامه اجرائی قانون مذکور در تاریخ ۲۵/۲/۱۳۸۱ توسط هیات وزیران به تصویب رسیده ، در روزنامه رسمی شماره ۱۶۶۸۳ ـ ۲۲/۳/۱۳۸۱ به چاپ شد .

قانون یاد شده را ، به نوعی می‌توان قانونی انقلابی نام نهاد که به موجب آن ، میتوان اعضای میت یا حتی فردی که هنوز در حال حیات نباتی است و به نوعی به نحو تمام و کمال با جهان هستی قطع ارتباط نکرده است ، تحت شرایطی ، به فرد دیگری پیوند داد و بدینسان با هدفی انسانی ، از این نعمت الهی ، استفاده‌ای بهینه نمود .
نحوه‌ی برخورد قانونگذار با موضوع این قانون ، به سبب جسارت و نو‌آوری خاص آن ، در خور بحثی مستقل است ، که در حوصله‌ی این گفتار مختصر نمی‌گنجد .

محور اصلی این گفتار کوتاه ، منحصر به بعضی آثار حقوقی و اوضاع و احوالی است که ممکن است متاثر از وضع این قانون باشد .

بنابراین هریک از موضوعات مورد نظر را ، به اختصار مورد بررسی قرار داد و هدف نیز ، صرفاً ، معطوف نمودن ذهن خوانندگان به اهمیت این موضوعات بوده ، هرگز قصد شرح و بسط یا تجزیه و تحلیل تمام و کمال آنها را ، نداشته ، این مهم را ، به خوانندگان محترم ، وا‌می‌گذارم .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1387/04/01ساعت 1:20  توسط فاطمه مهرعلی زاده   | 

روز ؟

مینو خالقی

در قوانین ایران درماده ۱۲۸قانون آئین دادرسی کیفری به حضور وکیل در تحقیقات مقدماتی اشاره می‌نماید. این ماده مقرر می‌دارد: «متهم می‌تواند یک نفر وکیل همراه خود داشته باشد. وکیل متهم می‌تواند بدون مداخله در امر تحقیق پس از خاتمه تحقیقات مطالبی را که برای کشف حقیقت و دفاع از متهم یا اجرای قوانین لازم بداند به قاضی اعلام نماید. اظهارات وکیل در صورت جلسه منعکس می‌شود.»

اما متاسفانه با اضافه شدن تبصره‌ای به این ماده نفس داشتن وکیل در تحقیقات مقدماتی با قیودی مبهم مخدوش گشته است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1387/03/31ساعت 1:21  توسط فاطمه مهرعلی زاده   | 

روز انغزان

 

محمد مصطفایی وکیل دادگستری                                       

 

در کشور ما شخصی که سن وی در زمان ارتکاب جرم های سنگینی همچون تجاوز به عنف، حمل و نگهداری مواد مخدر در وسعت وسیع و سنگین و قتل، کمتر از ۱۸ سال باشد، همچون افراد بزرگسال محاکمه می شوند و پس از آنکه جرمش در دادگاه به اثبات رسید محکوم به مرگ و متعاقب آن با طی تشریفات اجرای احکام اعدام می شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/03/30ساعت 4:9  توسط فاطمه مهرعلی زاده   | 

روز رام

 

نویسنده : عبدالصمد خرمشاهی (وکیل دادگستری)

 

معمولا صفحه ی حوادث نشریات ـ اگر صفحه ی حوادثی داشته باشند ـ جاذبه ی خاصی برای خوانندگان دارند ... حس ماجراجویی و کنجکاوی خیلی از افراد،[به] دنبال حوادث و ماجراهایی است از قبیل اینکه فلان قاتل اعدام شد یا نه؟ چگونه افراد کلاهبردار یک شبه ثروتمند شد؟ فلان باند بزهکار چگونه دزدگیر اتوموبیل ها را از کار می انداختند و آنها را می دزدیدند؟ فلان خواننده ی معروف و یا هنرپیشه چه خلافی کرده که سوژه ی مطبوعات شده؟ و ... ده ها مطلب و ماجرا و سرگذشت خواندنی مشابه ...

این سوال از قدیم ذهن جرم شناسان را به خود معطوف کرده بوده است که رسانه ها (رادیو، تلویزیون، سینما، مطبوعات و ...) به عنوان یک عامل تحریک کننده ی ذهنی یا تحمیلی بر افراد چه تاثیری می توانند در شد و یا کاهش جرایم در جامعه داشته باشند؟

بعضی از جرم شناسان مانند پیناتل جرم شناس معروف فرانسوی نگاهی بسیار نقادانه و در عین حال منفی به مطبوعات و تاثیر آنان در شکل گیری و بروز جرایم داشته اند. پیناتل معتقد بود که مطبوعات از بزهکاران قهرمان می سازند و نام آنان را بر سر زبان ها می اندازند و تصور باطلی در ذهن خوانندگان تلقین پذیر خود نسبت به محیط ایجاد می کنند.

تارد، جامعه‌شناس و روانشناس معروف معاصر معتقد بود که مردم شدیدا تحت تاثیر اخبار جنایی روزنامه‌ها و جراید هستند. افراد جاهل و تنبل و شهرت‌طلب خصوصا کسانی که مستعد بزهکاری هستند با خواندن ماجراهای صفحات حوادث در انجام نقشه‌های مجرمانه ی خود مصمم شده و تردید و دودلی را کنار می‌گذارند. آنها با الگو قرار دادن بزهکاران معروف و تقلید اعمال مجرمانه آنان، دوست دارند سوژه مطبوعات شده و نام آنها در محافل برده شود و یا یک شبه ره صد ساله را پیموده و به ثروتی هنگفت دسترسی پیدا کنند.

کین‌برگ یکی دیگر از اساتید جرم‌شناس معتقد بود که صفحات حوادث روزنامه‌ها علنا تمایلا‌ت عمومی را به بزهکاری برمی‌انگیزند و راه‌های جنایت و دزدی و کلا‌هبرداری را به مجرمان بالقوه آموزش می‌دهند.

از سویی دیگر پاره‌ای از اندیشمندان علوم جنایی و روان‌شناسی بر این باور بوده و هستند که اگر مطبوعات درست عمل کنند و حقایق و وقایع را بدون کم و کاست و بدون انگیزه سودجویی، آنگونه که هستند منعکس نموده و نقد و بررسی نمایند و آگاهی‌های لا‌زم را به مردم بدهند قطعا می‌توانند در کاهش جرایم نقش مثبت ایفا کرده و از عوامل بازدارنده جرم محسوب شوند. طبعا تعمق و تامل در آرا و نظرات علمای جرم‌شناس در باب نقش جرم‌زایی یا عکس آن جرم‌زدایی رسانه‌ها، خصوصا صفحات حوادث مطبوعات، نیاز به وقت و مجال کافی دارد که در این مختصر نمی‌گنجد اما آنچه به نظر می‌رسد در این رابطه می‌توان فهرست‌وار به آنها اشاره کرد این است که در جامعه کنونی می‌توان از این ابزار و اهرم بسیار قدرتمند (مطبوعات، رسانه‌ها ...) در جهت از بین بردن عوامل و زمینه‌های بروز و تشدید جرایم به نحو احسن استفاده کرد منوط بر اینکه متولیان امور یعنی دبیران سرویس حوادث، خبرنگاران و نویسندگان هنگام انعکاس اخبار و حوادث جنایی همیشه چند اصل مهم را در نظر داشته باشند:


۱- هدف از درج اخبار و حوادث آگاه کردن اذهان عمومی از شیوه‌های گوناگون کلا‌هبرداری و بزهکاری حرفه‌ای و به عادت در جامعه و نهایتا کاهش جرائم باشد.


۲- عوامل وقوع بزه را بررسی نموده و در جهت از بین بردن بسترهای مناسب رشد جرایم از نظرات متخصصان فن استفاده نمایند.


۳- میان متهم بودن به ارتکاب جرم و مجرم بودن تفاوت قایل باشند.


۴- در هر مرحله از دعاوی اصل برائت را مدنظر داشته باشند و از انتشار و اظهار هرگونه نظری که ممکن است به حیثیت و شرافت متهم و هر فرد دیگری لطمه وارد شود خودداری نمایند.


۵- از توصیف جزئیات صحنه‌های خشونت‌آمیز و اعمال بیرحمانه یک جنایت خودداری نمایند.


۶- ضمن درج صحیح خبر از تفسیر و یا تحلیل مغرضانه و ناآگاهانه احکام قضایی خودداری نمایند.


شکی نیست که تماس‌های مکرر بین روزنامه‌نگاران (حوادث‌نویسان و دبیران سرویس حوادث) از یک سو و جرم‌شناسان و حقوقدانان از دیگرسو و تعاطی افکار آنان زمینه مناسبی برای درج، تحلیل و تفسیر اخبار جنایی در مطبوعات را فراهم ساخته و نهایتا همانگونه که گفته شد می‌توان از این ابزار قدرتمند در جهت کاهش جرائم و انزار و راهنمایی افراد جامعه به نحو مطلوب استفاده کرد.


برگرفته از سایت قوانین
(www.ghavanin.ir        
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/03/21ساعت 1:55  توسط فاطمه مهرعلی زاده   | 

روز رشن

رشته ی حقوق شته ای متفاوت با دیگر رشته های علوم انسانی رشته ای تقریبا مشابه پزشکی چه حقوق نیز گاهی با جان انسان ها ارتباط پیدا می کند ولی از آن حساس تر است زیرا علاوه بر جان با مال و ناموس و آبروی انسان نیز در تماس است به خصوص شاخه ی جزای آن. ولی متاسفانه آنچنان که باید و شاید (شایسته است) نه توسط دانشجویان آن و نه حتی گاهی توسط کادر فنی (اساتید و حقوقدانان) جدی گرفته نمی شود و کاستی های نا شایست در نحوه ی تربیت حقوقدانان آینده و مدافعان عدالت و همکاران فرشته ی عدالت دیده می شود چه خواسته چه ناخواسته. این سستی چه عمدی و چه غیر عمد قابل اغماض نیست زیرا اگر حقوقدانی نامناسب تربیت شود علاوه صدمه زدن به جامعه ی حقوقی به سلامت جامعه نیز لطمه وارد می کند و چه بسا با رفتار خود قداست این رشته و مشاغل منشعب آن را لکه دار کند. نکته های ریز باریک تر از مو و فوت های کوزه گری ای که باید بدانند تا بتوانند مفید باشند  و درخور نام این رشته:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1387/03/18ساعت 1:8  توسط فاطمه مهرعلی زاده   | 

روز مهر

این متنن را یکی از دوستان از طریق E.mail در اختیارم گذاشت بد ندیدم منتشرش کنم :

«عبدالله النجدی» یکی از مفتیان وهابی در عربستان سعودی در پاسخ به سوالی درباره ی فوتبال حلال بودن آن را مشروط به 14 شرط کرد:

سوال: جوانانی که چیزی ار تقوا نمی دانند و به وقتشان اهمیتی نمی دهند و می گویند می خواهیم فوتبال بازی کنیم می پرسند شروط و ضوابط بازی فوتبال چیست تا ما در ورطه ی تشبه به کفار طاغوتیان و دشمنان دین مثل آمریکا و روسیه و ... نیفتیم؟

جواب به آنها می گوییم اگر اصرار دارید بازی کنید و وقت خود را بگذرانید باید شروط زیر را رعایت کنید:

اوّل: خطوطی چهار طرف زمین نباشد زیرا این خطوط ساخته ی کفار و قانون بین المللی فوتبال است.

دوم: کلماتی که کفار و مشرکان به عنوان قانون بین المللی فوتبال وضع کرده اند مانند گل و اوت و پنالتی و کرنر و ... گفته نشود زیرا گفتن این کلمات حرام است و هر کس که اینها را بگوید تنبیه و باید از بازی اخراج شود و باید به او گفته شود که به کفار و مشرکین شبیه شده ای...

سوم: هرکس از شما که در اثنای بازی افتاد و دست و پایش شکست یا دستش به توپ خورد بازی به خاطر او نباید متوقف شود و به کسی که او را انداخته کارت زرد و قرمز داده نشود بلکه به هنگام شکسته شدن و یا ضربه دیدن باید به قاضی شرع مراجعه شود تا آن بازیکن حق شرعی خود را همانطور که در قرآن است بگیرد و شما باید شهادت دهید که فلانی عمدا دست یا پای او را شکست ...

چهارم: در تعداد بازیکن با کفار و یهود و نصارا و خصوصا آمریکای خبیث تبعیت نکنید به این معنا که نباید با یازده نفر بازی کنید بلکه باید بر این تعداد اضافه و یا کم کنید.

پنجم: باید لباس خواب و یا غیره خودتان و بدون شورت ها و پیراهن های رنگارنگ و شماره دار بازی کنید، زیرا این لباس ها لباس اسلامی نیست بلکه لباس کفار و غرب است.

ششم:هر کدام از شما که این شروط و ضوابط را رعایت کرد باید قصدش از بازی فوتبال تقویت بدنی برای جهاد فی سبیل الله و آمادگی برای زمانی باشد که به جهاد فراخوانده شود نه گذراندن وقت و عمر و شادی از پیروزی ظّن.

هفتم:نباید زمان بازی را45 دقیقه قرار دهید شما باید با کفار و فاسقان مخالفت کنید و در هیچ چیز مشابه آنها نباشید.

هشتم: نباید در دو نیمه ی 45 دقیقه بازی کیند بلکه در یک یا سه نیمه بازی کنید تا مخالفت شما با کفار محقق شود.

نهم: هنگامی که یکی از دو تیم بر دیگری غلبه نکرد (تساوی بازی) و آنطور که شما می گویید توپ به دروازه ای وارد نشد نباید برای بازی وقت اضافه در نظر بگیرید (تا یکی پیروز شود) بلکه بلافاصله بازی را تمام کنید زیرا بازی به این طریق عین اجرای قوانین بین المللی فوتبال است.

دهم: در بازی فوتبال شخصی را به عنوان داور انتخاب نکنید زیرا بعد از لغو قوانین بین المللی همچون گل و اوت و پنالتی و کرنر و ... وجود او دلیلی ندارد! بلکه بودن او تشبه به کفار و یهود و نصار و اطاعت از قوانین بین المللی است.

یازدهم: نباید در اثنای بازی گروهی از جوانان جمع شوند و شما را تماشا کنند چون قصد شما ورزش و تقویت بدنی است پس دلیلی ندارد آنها شما را نگاه کنند. هرچند بگویید آنها باعث تشویق شما در تقویت بدنی وآمادگی برای جهاد هستند، به آنها بگویید بروید دنبال منکرات خودتان در بازارها و روزنامه ها و بگذارید ما بدنمان را قوی کنیم.

دوازدهم: هرکسی که گل بزند و سپس بدود تا بقیه او را دنبال کنند و بغل نمایند (همانطور که در آمریکا و فرانسه انجام می دهند) باید به صورتش تف انداخت و تنبیه کرد زیرا ورزش بدنی شما چه ارتباطی به شادی و بغل کردن و بوسیدن دارد.

سیزدهم: دروازه باید به جای دو تیرک سه تیرک داشته باشد تا مشابه کفار نباشد تا مخالت شما با قانون بین المللی طاغوتی سازمان فوتبال محق شود.

چهاردهم: هنگامی که بازیکنی مصدوم شد نباید بازیکن دیگری را جایگزین او کرد زیرا این روش ساخته ی کفار و مشرکین در آمریکا و ... است.

اینها بعضی از شروط و ضوابطی است که مانع تشبه به کفار و مشرکین در بازی فوتبال می گردد... من به اجرای این شروط و ضوابط و سپس پرداختن به فوتبال دعوت نمی کنم بلکه اینها در واقع برای کسی است که توان انجام ورزش های شرعی را ندارد و برای مومن صادق ادله ی نقلی و عقلی مبنی بر تشبه فوتبال به کفار کافی است زیرا انجام بازی فوتبال بغض انسان را  نسبت به کفار متزلزل می سازد ولی جوانان این امر را شادی و بازی می دانند (و تحسبونه هینا و هو عند الله عظیم ...)

در پایان امیدوارم که این پیام برای جوانان و دیگران موثر و مفید باشد.

به قلم عبدالله النجدی

ریاض ـ ربیع الاوّل 1423 هـ .

منبع البرز ـ عصر ایران

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/03/16ساعت 4:28  توسط فاطمه مهرعلی زاده   | 

استفتائات مراجع در مرگ مغزى

امام خمينى                               

آيت اللّه محمدتقى بهجت
آيت اللّه ميرزا جواد آقا تبريزى
آيت اللّه سيدمحسن طباطبائى حكيم (1)
آيت اللّه خامنه اى
آيت اللّه سيد ابوالقاسم خوئى
آيت اللّه صافى گلپايگانى

آيت اللّه محمد فاضل لنكرانى

آيت اللّه سيد محمّد رضا گلپايگانى

آيت اللّه ناصر مكارم شيرازى
آيت اللّه نورى همدانى


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/03/15ساعت 2:8  توسط فاطمه مهرعلی زاده   |